خانم ها و آقايون در شرايط مختلف چه مي كنند؟بخونید جالب

مديران انجمن: goyafilter, aminbakhshi, مديركل

خانم ها و آقايون در شرايط مختلف چه مي كنند؟بخونید جالب

پستتوسط aminbakhshi » يکشنبه خرداد ماه 15, 1389 2:05 am

هنگام عبور از خيابان
خانم ها




سمت راست را نگاه مي كنند.
سمت چپ را نگاه مي كنند.
از خيابان رد مي شوند.

آقايان




سمت راست را نگاه مي كنند، ماشين مي آيد .
فاصله ماشين با خودشان را با چشم اندازه مي گيرند و چون همگي راننده هاي قابلي هستند با سرعت وارد خيابان مي شوند .
راننده به شدت ترمز مي كند.
مرتيكه مگه كوري؟ (راننده مي گويد)
در حالي كه از روي ميله هاي وسط خيابان مي پرد مي گويد: كور خودتي گاري چي!
بدون اينكه سمت چپ را نگاه كند مي دود آن سمت خيابان.
هنوز هم صداي بوق ماشين هايي كه به خاطر اين آقا ترمز كرده اند به گوش مي رسد.


هنگام رانندگي

خانم ها




بنزين را چك مي كنند.
روغن ماشين را چك مي كنند.
ترمز دستي را پايين مي كشند.
با سرعت مطمئنه حركت مي كنند.
پشت چراغ قرمز ها مي ايستند.
به عابر پياده احترام مي گذارند.

آقايان




وسط راه بنزين تمام مي كنند.
وقتي دود از لاستيك هايشان بلند شد به ياد مي آورند كه ترمز دستي را نكشيده اند.
چراغ قرمز را مهترين معضل اتلاف وقت و عمر مي دانند.
عابر پياده موجودي مزاحم و مختل كننده عبور و مرور است.
و از همه مهمتر: بوق مهترين اختراع بشر بعد از برق به حساب مي آيد.


هنگام صرف غذا

خانم ها




مرتب پشت ميز مي نشيند.
مقدار كمي غذا مي كشند.
به آرامي غذا مي خورند.
تنها نوك قاشق را در دهان مي كنند.

آقايان




تا جايي كه بشقاب جا دارد غذا مي كشند.
به سرعت غذا را مي بلعند، در حالي كه قاشق را تا دسته در دهان مي كنند.
صداي برخورد قاشق با دندانهايشان موسيقي گوش نوازي است.
بعد از دو بار پر كردن بشقاب، بالاخره كمي سير مي شوند.


هنگام مهماني رفتن

خانم ها



لباس نو مي خرند.
به دقت حمام مي كنند . لباس هايشان را اتو مي كنند.
با دقت آرايش مي كنند.
بهترين عطر را استفاده مي كنند.
به دقت خود را در آينه نگاه مي كنند.
و بالاخره رضايت مي دهند كه خوشگلند!

آقايان


از يك ساعت قبل حاضرند و الان بر روي مبل خوابشان برده.


در پايان يك روز خسته كننده

خانم ها

بعد ازاينكه ظرفها را شستند.
آشپزخانه را تي مي كشند.
غذاي فردا را در يخچال مي گذارند.
چراغ ها را خاموش مي كنند.
كمي مطالعه مي كنند.
مي خوابند.

آقايان


بعد از اينكه شام خوردند چاي مي خورند.
كمي با چشمهاي خواب آلود تلويزيون را نگاه مي كنند.
بعد از اينكه دو سه بار كنترل تلويزيون از دستشان به زمين افتاد.
تلويزيون را خاموش كرده و به سمت رختخواب مي روند و بدون آنكه روتختي را بردارند مي خوابند
نماد کاربر
aminbakhshi
كاربر رسمي سايت
كاربر رسمي سايت
 
پست ها : 732
تاريخ عضويت: سه شنبه آذر ماه 8, 1378 12:00 am
محل سکونت: خوزستان - دزفول
تشکر کرده: 15 بار
تشکر شده: 44 بار
امتياز: 0

پستتوسط amirtaji » يکشنبه خرداد ماه 16, 1389 10:31 pm

چي شده مدافع حقوق خانمها شدي  :lol:
آخرين يوزر و پسورد نود32
http://www.irwit.com/modules.php?name=nodkey

سوالات و مشكلات در زمينه آنتي ويروس ها
http://www.irwit.com/forum-24.html
نماد کاربر
amirtaji
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1923
تاريخ عضويت: سه شنبه آذر ماه 8, 1378 12:00 am
محل سکونت: مشهد
تشکر کرده: 212 بار
تشکر شده: 374 بار
امتياز: 11215

پستتوسط goyafilter » چهارشنبه تير ماه 30, 1389 11:51 am

مردها گرفتاریشون بیشتر از خانم هاست که بخوان مثل اونها اینقدر دقیق کاراشونو انجام بدن. اگه اونها هم جای مردها باشن همین کارها رو می کنند شاید هم بدتر
نماد کاربر
goyafilter
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 770
تاريخ عضويت: سه شنبه آذر ماه 8, 1378 12:00 am
محل سکونت: برازجان
تشکر کرده: 50 بار
تشکر شده: 51 بار
امتياز: 2749

پستتوسط amirtaji » پنج شنبه تير ماه 30, 1389 12:39 am

درس
كنكور
دانشگاه
سربازي
كار
ازدواج
زن
بچه
درس بچه
كنكور بچه ....

اين مصيبت مردهاست
آخرين يوزر و پسورد نود32
http://www.irwit.com/modules.php?name=nodkey

سوالات و مشكلات در زمينه آنتي ويروس ها
http://www.irwit.com/forum-24.html
نماد کاربر
amirtaji
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1923
تاريخ عضويت: سه شنبه آذر ماه 8, 1378 12:00 am
محل سکونت: مشهد
تشکر کرده: 212 بار
تشکر شده: 374 بار
امتياز: 11215

پستتوسط aminbakhshi » پنج شنبه تير ماه 30, 1389 1:51 am

حالا هي بگيد زن ها خوبن
نماد کاربر
aminbakhshi
كاربر رسمي سايت
كاربر رسمي سايت
 
پست ها : 732
تاريخ عضويت: سه شنبه آذر ماه 8, 1378 12:00 am
محل سکونت: خوزستان - دزفول
تشکر کرده: 15 بار
تشکر شده: 44 بار
امتياز: 0

پستتوسط goyafilter » جمعه مرداد ماه 1, 1389 6:52 pm

خدا بخواد همه خوبن.
انجمن علمی فرهنگی هنری گویا
برای مشاهده لینکها باید عضو سایت باشید
عضويت / ورود
نماد کاربر
goyafilter
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 770
تاريخ عضويت: سه شنبه آذر ماه 8, 1378 12:00 am
محل سکونت: برازجان
تشکر کرده: 50 بار
تشکر شده: 51 بار
امتياز: 2749

پستتوسط esdha » شنبه مرداد ماه 2, 1389 8:46 am

غصه نخورید کم کم داره جاشون عوض میشه..........زنهای مرد نما و  مردهای زنما



قدیم مرد که میگفتی کوه میلرزید حالا چی؟
*( اللهم عجل لولیک الفرج )*
نماد کاربر
esdha
 
پست ها : 212
تاريخ عضويت: سه شنبه آذر ماه 8, 1378 12:00 am
محل سکونت: شهر بهشت
تشکر کرده: 182 بار
تشکر شده: 6 بار
امتياز: 1944

پستتوسط esdha » شنبه مرداد ماه 2, 1389 2:35 pm

ببين مردها چه موجودات شريفي هستن!!

روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. وقتي در حال گريه كردن بود، يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟ هيزم شكن گفت كه تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت.
"آيا اين تبر توست؟" هيزم شكن جواب داد: " نه" فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد كه آيا اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شكن جواب داد : نه. فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيا اين تبر توست؟ جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هيزم شكن خوشحال روانه خونه شد.
يه روز وقتي داشت با زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي آب. هيزم شكن داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چرا گريه مي كني؟ اوه فرشته، زنم افتاده توي آب. "
فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد : زنت اينه؟ هيزم شكن فرياد زد: آره!
فرشته عصباني شد. " تو تقلب كردي، اين نامرديه "
هيزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. مي دوني، اگه به جنيفر لوپز "نه" مي گفتم تو مي رفتي و با كاترين زتاجونز مي اومدي. و باز هم اگه به كاترين زتاجونز "نه" ميگفتم، تو ميرفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم مي گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي. اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به همين دليل بود كه اين بار گفتم آره.

نكته اخلاقي: هر وقت مردي دروغ ميگه به خاطر يه دليل شرافتمندانه و مفيده!

برای مشاهده تصاویر ابتدا باید عضو شوید
عضويت  / ورود
برای مشاهده تصاویر ابتدا باید عضو شوید
عضويت  / ورود
برای مشاهده تصاویر ابتدا باید عضو شوید
عضويت  / ورود

*( اللهم عجل لولیک الفرج )*
نماد کاربر
esdha
 
پست ها : 212
تاريخ عضويت: سه شنبه آذر ماه 8, 1378 12:00 am
محل سکونت: شهر بهشت
تشکر کرده: 182 بار
تشکر شده: 6 بار
امتياز: 1944

پستتوسط amirtaji » شنبه مرداد ماه 2, 1389 8:14 pm

به به
ببخشيد ادرس اون رودخونه كجاست
اشتباه نشه ميخوايم با خانواده بريم پيك نيك  :lol:

خارج از شوخي همسرم يك فرشتست
آخرين يوزر و پسورد نود32
http://www.irwit.com/modules.php?name=nodkey

سوالات و مشكلات در زمينه آنتي ويروس ها
http://www.irwit.com/forum-24.html
نماد کاربر
amirtaji
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1923
تاريخ عضويت: سه شنبه آذر ماه 8, 1378 12:00 am
محل سکونت: مشهد
تشکر کرده: 212 بار
تشکر شده: 374 بار
امتياز: 11215

پستتوسط aminbakhshi » يکشنبه مرداد ماه 3, 1389 9:38 pm

قرار نبود توهين كني . شرايط فرق كرده زمونه عوض شده . مردام عوض شدن . ززززززززززززززززززززززنهام عوض شدن .
نماد کاربر
aminbakhshi
كاربر رسمي سايت
كاربر رسمي سايت
 
پست ها : 732
تاريخ عضويت: سه شنبه آذر ماه 8, 1378 12:00 am
محل سکونت: خوزستان - دزفول
تشکر کرده: 15 بار
تشکر شده: 44 بار
امتياز: 0

پستتوسط aminbakhshi » يکشنبه مرداد ماه 3, 1389 10:07 pm

در ضمن داستاني رو كه نوشتي قبلانا شنيده بودم اما تو دستكاريش كردي اين كار خوبي نيست .

نكته اخلاقي . از داستان هاي افراد ديگر با تغيير جزئي داستا جديد نسازيد
نماد کاربر
aminbakhshi
كاربر رسمي سايت
كاربر رسمي سايت
 
پست ها : 732
تاريخ عضويت: سه شنبه آذر ماه 8, 1378 12:00 am
محل سکونت: خوزستان - دزفول
تشکر کرده: 15 بار
تشکر شده: 44 بار
امتياز: 0

پستتوسط esdha » دوشنبه مرداد ماه 3, 1389 12:02 am

من خودم این داستان و جایی دیدم خوشم اومد و اینجا گذاشتم.

بدون کم و کاست.



من بی تقصیرم.
*( اللهم عجل لولیک الفرج )*
نماد کاربر
esdha
 
پست ها : 212
تاريخ عضويت: سه شنبه آذر ماه 8, 1378 12:00 am
محل سکونت: شهر بهشت
تشکر کرده: 182 بار
تشکر شده: 6 بار
امتياز: 1944

پستتوسط goyafilter » سه شنبه مرداد ماه 5, 1389 2:13 pm

دستت درد نکنه
انجمن علمی فرهنگی هنری گویا
برای مشاهده لینکها باید عضو سایت باشید
عضويت / ورود
نماد کاربر
goyafilter
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 770
تاريخ عضويت: سه شنبه آذر ماه 8, 1378 12:00 am
محل سکونت: برازجان
تشکر کرده: 50 بار
تشکر شده: 51 بار
امتياز: 2749

پستتوسط esdha » شنبه مرداد ماه 9, 1389 12:29 pm

***قبل از ازدواج ***
پسر: بالاخره موقعش شد. خيلي انتظار كشيدم.
دختر: ميخواي از پيشت برم؟
پسر: حتي فكرشم نكن!
دختر: دوسم داري؟
پسر: البته! هر روز بيشتر از ديروز!
دختر: تا حالا بهم خيانت كردي؟
پسر: نه! براي چي ميپرسي؟
دختر: منو ميبوسي؟
پسر: معلومه! هر موقع كه بتونم.
دختر: منو ميزني؟
پسر: ديوونه شدي؟ من همچين آدميام؟!
دختر: ميتونم بهت اعتماد كنم؟!
پسر: بله.
دختر: عزيزم!
*************************
بعد از ازدواج:
حالا از پايين به بالا بخون!!
*( اللهم عجل لولیک الفرج )*
نماد کاربر
esdha
 
پست ها : 212
تاريخ عضويت: سه شنبه آذر ماه 8, 1378 12:00 am
محل سکونت: شهر بهشت
تشکر کرده: 182 بار
تشکر شده: 6 بار
امتياز: 1944

پستتوسط aminbakhshi » سه شنبه مرداد ماه 12, 1389 3:42 pm

خيلي جالب و قشنگ بود .آفرين :lol:  :D  :D  :D  :D
نماد کاربر
aminbakhshi
كاربر رسمي سايت
كاربر رسمي سايت
 
پست ها : 732
تاريخ عضويت: سه شنبه آذر ماه 8, 1378 12:00 am
محل سکونت: خوزستان - دزفول
تشکر کرده: 15 بار
تشکر شده: 44 بار
امتياز: 0

بعدي

بازگشت به طنز

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان